ضرب المثل های مازندرانی از کتاب آقای طالبی
اتّا سگ دره اسيو لشته ، اتّا سگ ديگه ونه كينگه لشته
attā sag dar-e asiyo lešte attā sag dige vene khnge lešte
معني: يك سگ در حال ليسيدن سنگ آسياب بود كه سگ ديگري در حال ليسيدن … بود.
مفهوم : در حالي كه يك شخص مشغول انجام كاري بود ، شخص ديگر براي خوش خدمتي به آن درحال ترو تازه كردن آن بود.
برابر فارسي : نوكر ما نوكري داشت نوكرش هم چاكري داشت ؛
برابر مازندراني : كتين كتنا دارنه مسه كتين شاگرد ؛ چكر چوكر دارنه نشسته كينك نوكر
زمينة كاربرد: به آدمهاي پستي كه براي نزديك شدن به ارباب خود ، خوش خدمتي مي كنند، گفته مي شود.
اتّا كك سّه ، اتّا لحاف تش نزنّه attā kak esse attā lahāf taš nazenne
معني: براي يك كك ، لحاف را آتش نمي زنند .
مفهوم : فدا نكردن چيز بزرگ را براي چيز كوچك
برابر فارسي : بهر كيكي ،گليم نتوان سوخت ؛ جامه مفكن بر آتش از كيكي ؛ براي يك دستمال ، قيصيريه را به آتش نمي كشند.
برابر مازندراني : اتا انگوس عسل س ِ اتا خيك پاره نكنه
زمينة كاربرد: اين مثل به هنگامي گفته مي شود كه يك آدم خودخواه براي رسيدن به اميال و هوس زودگذرش چيز باارزشي را قرباني چيزهاي كم ارزش مي كند.
اتّا گپ زنده كه ، خرّه خنده گيرنه بامشي ره سما
attā gap zande ke xarre xande gerne bāmeši re semā
معني: حرفي مي زند كه خر خنده اش مي گيرد و گربه رقص مي كند.
مفهوم : بيان حرفهاي بي ربط و نامربوط كه هيچ ارتباطي به هم ندارند .
برابر فارسي : آسمان و ريسمان بافتن
زمينة كاربرد: اين مثَل هنگامي گفته مي شود كه شخصي براي اثبات گفته هايش حرفهاي نامربوط مي زند.
اتّا ليوان شير سه ، اتّا گو نخرينّه attā livān šir esse attā gu naxrine
معني: براي بدست آوردن يك ليوان شير ، يك گاو نمي خرند .
مفهوم : به صرفه نبودن
برابر فارسي : براي يك سوار كاري اسب نمي خرند ؛ براي يك دستمال
برابر مازندراني : اتا كك سه اتا لحاف تش نزنه ؛
زمينة كاربرد: اين مثل به هنگامي بكار مي رود كه كسي بخاطر رسيدن چيزهاي كوچك ، دست به كار بزرگي مي زند.