اتّا سگ دره اسيو لشته ، اتّا سگ ديگه ونه كينگه لشته

  attā sag dar-e asiyo lešte attā sag dige vene khnge lešte

معني: يك سگ در حال ليسيدن سنگ آسياب بود كه سگ ديگري در حال ليسيدن … بود.

مفهوم : در حالي كه يك شخص مشغول انجام كاري بود ، شخص ديگر براي خوش خدمتي به آن درحال ترو تازه كردن آن بود. 

برابر فارسي : نوكر ما نوكري داشت نوكرش هم چاكري داشت ؛

برابر مازندراني : كتين كتنا دارنه   مسه كتين شاگرد ؛ چكر چوكر دارنه   نشسته كينك نوكر

زمينة كاربرد:  به آدمهاي پستي كه براي نزديك شدن به ارباب خود ، خوش خدمتي مي كنند، گفته مي شود.

 

اتّا كك سّه ، اتّا لحاف تش نزنّه  attā kak esse attā lahāf taš nazenne

معني: براي يك كك ، لحاف را آتش نمي زنند .

مفهوم : فدا نكردن چيز بزرگ را براي چيز كوچك

برابر فارسي : بهر كيكي ،گليم نتوان سوخت ؛ جامه مفكن بر آتش از كيكي ؛ براي يك دستمال ، قيصيريه را به  آتش نمي كشند.

برابر مازندراني : اتا انگوس عسل س ِ اتا خيك پاره نكنه

زمينة كاربرد: اين مثل به هنگامي گفته مي شود كه يك آدم خودخواه براي رسيدن به اميال و هوس زودگذرش  چيز باارزشي را قرباني چيزهاي كم ارزش مي كند.

 

اتّا گپ زنده كه ، خرّه خنده گيرنه  بامشي ره سما

attā gap zande ke xarre xande gerne bāmeši re semā 

معني: حرفي مي زند كه خر خنده اش مي گيرد و گربه  رقص مي كند. 

مفهوم :  بيان حرفهاي بي ربط و نامربوط كه هيچ ارتباطي به هم ندارند .

برابر فارسي : آسمان و ريسمان بافتن

زمينة كاربرد: اين مثَل هنگامي گفته مي شود كه شخصي براي اثبات گفته هايش حرفهاي نامربوط مي زند. 

اتّا ليوان شير سه ، اتّا گو نخرينّه  attā livān šir esse attā gu naxrine 

معني: براي بدست آوردن يك ليوان شير ، يك گاو نمي خرند .

مفهوم : به صرفه نبودن

برابر فارسي : براي يك سوار كاري اسب نمي خرند ؛ براي يك دستمال

برابر مازندراني : اتا كك سه اتا لحاف تش نزنه ؛

زمينة كاربرد: اين مثل به هنگامي بكار مي رود كه كسي بخاطر رسيدن چيزهاي كوچك ، دست به كار بزرگي مي زند.